راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


101

جمعه 9:30 شب : بعد كلي پيامي كه از صب داده ، دلم عقلمو راضي ميكنه كه ... فقط چند جمله ، درحد احوال پرسي ! جمله دوم به سوم نرسيده ، بعد از اون همه ذوقي كه كرد و تند تند پشت هم حرف ميزد ... يهو ميترسم ، يه شب بخير و ... آف ميشم !!

جمعه 10 شب : يه دوست دلسوز پيام ميده و از اوضاع ميپرسه . ميگم كه چند هفته اي هست رابطه اي باهاش ندارم ولي ازم فرصت خاسته ... فقط چندماه ، خاسته كه منتظرش بمونم .

ميپرسه : ميخاي منتظرش بموني ؟ ميگم نميدونم ... و تو دلم ميدونم كه ميمونم ... حتي بيشتر از چند ماه ...

ميگه : چرا ميخاي زندگيتو داغون كني ؟! اگه قرار بود اتفاقي بيفته تو اين چند سال مي افتاد ، تو چندماه ميخاد چكار كنه ؟!! ميگه اون مرد زندگي نيست ! اشكالي نداره آدم زندگيشو از صفر شروع كنه ولي ر... زير صفره !! تو با اون ميري زير صفر !!!

چيزي نميگم ولي .... بهم برخورد شيدا ، بهم خيلي برخورد ...

جمعه 12 شب : تو تختم وقتي گم شدم تو تاريكي و مطمئنم كسي چيزي نميفهمه اشك ميريزم ...

دلم ميخاد زنگ بزنم سرش داد بزنم و بگم " ر... زير صفر نيست ... " دلم ميخاد مجبورش كنم معذرت خواهي كنه اما به يه اس اكتفا ميكنم و همون جمله رو مينويسم و بعدم گوشي رو خاموش ميكنم .

شنبه 8 شب : بعد از ديدن يه فيلم تخيلي و خيلي مسخره با خودم فكر ميكنم كاش منم مث دختر فيلم طلسمي داشتم كه براي حفاظت از روح و جسمش مجبورش ميكردم منو فراموش كنه ، يه جوري كه حتي اسممو به ياد نياره ... هرچند كه عشق قوي تره و آخر فيلم پسره بعد شش ماه قدرت طلسمو زيرسوال برد و همه چي رو به ياد آورد !

شنبه 10 شب : علي رغم قولي كه به خودم داده بودم كه يه مدت تلگرام آن نشم ، كنجكاو ميشم بدونم ديشب بعد رفتنم پيامي برام گذاشته يا نه ! هيچي نگفته ! از صب حتي يه اس هم نداده ! تو اين مدت با اينكه  ميدونست جوابشو نميدم هرروز اس ميداد ... از صب بخير و شب بخير تا پياماي متني ولي امروز ... هيچ خبري ازش نيست ...

نكنه بابت ديشب دلخور شده ؟ نكنه ديگه دوسم نداره ؟ نكنه فراموشم كرده ... ؟

شنبه 11:30 شب : اشكامو پاك ميكنم ، ويگن ميخونه ...

چه بگويم با من اي دل چه ها كردي ... تو مرا با عشق او آشنا كردي ...

پس از اين زاري مكن ، هوس ياري مكن ... تو اي ناكام دل ديوانه !

چرا خودم نميدونم چي ميخام ؟ ميخام بياد يا نه ؟! ميخام فراموشم كنه يا نه ؟! خدايا ...

آهنگ بعدي ، اين دفه جهان ميخونه ...

تو رو به دنيا نميدم ، بسه هرچي سختي ديدم ...

اي تو از همه خودي تر با تو از قفس پريدم ...

بي صدا به پات شكستم ، دل به چشماي تو بستم ...

خط بزن تنهاييامو كه به پاي تو نشستم ...

بازم گريه ميكنم ، شديدتر ... انقدر كه آروم شم ولي نميشم ....

تنها كاري كه ازم برمياد اينه كه جلوي دهنمو بگيرم تا كسي صدامو نشنوه !

* سبك شدم ، نوشتم بغضي كه از صب همراهمه و براي هيچ كس نتونستم بگم ، گوشي نبود كه بشنوه و نوشتم واسه تو ! واسه شيدايي كه معلوم نيست اصن قراره باشه يا نه !

* معده م درد ميكنه ...

* ر... ي من زير صفر نيست !



برچسب ها:
منبع مطلب